مادر

 

 

مادر، تو رفیع ترین داستان حیات منی. تو به من درس زندگی آموختی. تو چون پروانه سوختی و چون شمع گداختی و مهربانانه با سختی های من ساختی.
مادر، ستاره ها نمایی از نگاه توست و مهتاب پرتوی از عطوفتت، و سپیده حکایتی از صداقتت. قلم از نگارش شُکوه تو ناتوان است و هزاران
شعر
در ستایش و مدح تو اندک .................
                                       

آنکه آگه شد ز اسرارم تویی

کرد روشن محفل تارم تویی

 

آنکه هر دم در مسیر زندگی

هست تنها یار غمخوارم تویی

 

آنکه ار یک لحظه حالم زار دید

تــا سحرگـردد پـرستارم تویی

 

آنکـه وقت لنـگی بـازار من

می شود تنها خریدارم تویی

 

آنکه با مهر دل انگیز ش سترد

اشک از چشمان خونبارم تویی

 

آنکه از شب تا سحر بیدار بود

تا ببیند چشم بیدارم تـویی

 

آنکه عمرش همچو شمعی آب شد

تـا کنـد روشن شب تــارم تویی

 

آنکه با مهر و وفای مادری

از محبت کرد سرشارم تویی

 

آنکه هنگام غزلخوانی شود

همصدا با حنجر زارم تویی

 

آنکه مدیونت بود هر دم منم

آری آری بهترین یارم تویی

                                                       

                                                                   سمیع زاده

/ 7 نظر / 37 بازدید
فتحی

از بایزید بسطامی رحمه`‌ الله علیه پرسیدند: چگونه به این مقام رسیدی؟‌ گفت: ده ساله بودم. همه‌ی شب مشغول عبادت بودم. شبی مادرم از من خواست که چون هوا خیلی سرد است، پیش او بمانم و بخوابم. مخالفت با مادر برایم سخت بود. قبول کردم. آن شب خوابم نبرد. نماز شب نخواندم. یک دست بر دست مادرم گذاشته بودم و دست دیگرم زیر سر مادرم بود. تا صبح هزار قل هو و الله احد خواندم. آن دستی که زیر سر مادرم بود، خشک شده بود. به خود گفتم، ای تن! رنج برای خدا بکش. وقتی مادرم متوجّه شد، دعا کرد و گفت: یارب! تو از او راضی باش و او را به مقام بالایی برسان. دعای مادرم در حقّ من مستجاب شد و مرا به این مقام رساند.

شیرین هیاریان

سلامی به دل انگیزی هوای بهاری شعرتون رو بااینکه خیلی ساده و شاید مفاهیم حتی تکراری دشات و امیدوارم ناراحت نشید ولی دوستش داشتم و نمی دونم چرا ...روانی و زبان صمصمیش رو شاید پسندیدم شایدم یه حس خوبی رو که توش داشت به روز هستم و با احترام دوعوت هستید[گل]

دشمن زار جمشید نژاد

سلام بر کاکای خوبم آفرین شیر مادر حلالت یباد درود و سپاس بسیار دارم احسنت کاکاجون

م.انصارى

با عرض سلام و ارادت خاص خدمت جناب استاد سميع زاده غيبت و تاخير حضور مرا بعلت گرفتارى فراوان كارى بپذيريد. استاد عزيزم به / نسيم سايه سار / دعوت ميشويد. از حضور پرمهر و نظرات سازنده تان بسيار خوشحال و ممنون خواهم شد. قربان شما هميئه شاد و همواره سرفراز

مشدلی

سلام براستادیمیع زاده بسیارزیباست شعرت دروصف مادرگرچه مقام مادررانمی شودباهیچ چیزبه تصویرکشید.قلمت سرشارازروح است[گل] بااحترام دعوتید

عزت اله محسنی پور

با سلام وبلاگ شما با افتخار در سایت گزدون به آدرس http://gazdoon.ir لینک گردید. در صورت تمایل شما نیز لینک نمایید. با تشکر محسنی پور خبرنگار سایت استان کهگیلویه و بویراحمد

ریحان نژاد

سلام دکتر جان/ یاد ایامی که.... امید است در هر کجایی موفق باشید. شعرتون زیبا بود و فقط می توانم بگویم روح مادران به معراج رفته شاد. ما را هم دعا فرماید.